ازمعصومیه تا رضویه

 

چند سالی است در ایران اسلامی از روز اول ذی القعده که سالروز ولادت حضرت معصومه (ع) می باشد تا روز 11 ذی القعده که سالروز ولادت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) است با عنوان دهه کرامت جشنواره های فرهنگی ، هنری و مراسم ویژه ای در سراسر کشور برگزار می گردد خاصه در آستانه مقدسه قم و مشهد، پروانگان عاشق گرد مزار آن دو سرور و سالار ابرار گرد هم آمده ابراز ارادت می نمایند ، علیهذا براساس تناسب آن دو میلاد مسعود بر خود لازم دیــــــــدم که از باب بهره مندی از کرامت خاندان عصمت و طهارت و تبرک جویی به این ذوات مقدسه به قدر وسع ریزه خوار خوان نعمت این دو برادر و خواهر شوم و خوشه ای بر چینم .

قم قبل و بعد از اسلام :

گرچه حدود جغرافیایی و خصوصیات قم قبل از اسلام بخوبی روشن نشده است اما آنچه مسلم می نماید این است که قم قبل از اسلام دارای سکنه و آبادی بود . و بصورت قلعه های متعدد وجود داشته که در برخی از آنها از اقوام زرتشتی و غیره زندگی می کردند ، اسم قم و حتی نام بعضی از محصولات آن در کتب دوران ساسانی ذکر شده است و در بعضی از نوشتارها قدمت بنای قم را به تهمورث دومین یا سومین پادشاه پیشدادی نسبت داده اند . بهر حال سابقه آبادی و سکونت مردم در قم در دوره ساسانیان جزء مسلمات تاریخی است و در دوران باستان اسم اولیه قم ، براوستان بوده و حوزه رستاقی آن کمیدان و بعضی گفته اند کمندان و مرکز آن بنام کوم یا کم نامیده می شد .

پس از ظهور اسلام و انقراض ساسانیان وضع مناطق قم در سال 23 هجری قمری در حمله مسلمانان بــــه ایران به سرپرستی ابو موسی اشعری، رفت و آمد و نفوذ مسلمانان و اعراب در این منطقه زیاد شد تا اینکه در زمان خلافت عبدالملک مروان گروهی از عربهای منسوب به اشعریون با نام بنی الاشعر به قم مهاجرت نمودند و از همان آغاز منطقه شهری و اطراف قم ملازم با تشیع و ولایت خاندان عصمت و طهارت گردید . لازم به ذکر و یاد آوری است که در دوران خلفای عباسی از آنجا که شیعیان حضرت علی بن ابی طالب (ع) و خاندان آل علی (ع) تحت تعقیب و آزار شکنجه قرار داشتند بسیاری از پیروان آن حضرت به قم پناهنده می شدند و همین موضوع مـــــوجب شد که شهر قم بعنوان منطقه شیعه نشین مورد بی توجهی و بی مهری خلفاء قرار گیرد و بصورت استقلالی اداره نمی شد و تا اواخر قرن دوم هجری تابع اصفهان بوده تا اینکه در زمان هارون الرشید شخصی بنام حمزه بن یسع که از مشاهیر قم بود پس از باریابی به حضور هارون الرشید از او درخواست کرد که قم از اصفهان جدا شود و به آنها اجازه داده شود که در قم نماز جمعه و نماز عید فطر و قربان بصورت مستقل برگزار گردد ، خلیفه نیز تقاضای او راپذیرفت لذا ایشان پس از دریافت این اجازه و استقلال قم بعنوان مامور وصول خراج و مالیات کشاورزی و تجاری قم تلاش فراوان نمود خصوصا اینکه برای تعیین حدود جغرافیایی ،سرزمین قم را تعیین مساحت نموده اقدامات اداره مستقل قم را به اجراگذاشت .

علت نامگذاری شهر قم ( وجه تسمیه)

علل گوناگونی برای نام گذاری شهر قم به این نام ذکر شده است که نمونه هایی از آنها را بیان می نماید

1- از آنجا که شهر قم در ابتدا بصورت قلعه ها یا تپه و گـــودال ساخته شده بود و با نام گذاری های اولیه ،کوم یا کومه تلفظ می شد بر اثر نفوذ ادبیات عرب در ایران بعدها بصورت کم (به ضم کاف )تلفظ شد و در نهایت مبدل به قم گردید و رایج شد .

2- بدلیل آنکه اسم قریه های اطراف قم ، کمیدان یا کمندان بوده ،پس از مدتی بعضی از حروف کمندان یا کمیدان از تلفظ افتاد و بصورت کم بکار می رفت و آنگاه معرب به قم گردیده و مشهور شد.

3- در بعضی از کتب ذکر شده که در شب معراج رسول خدا (ص) به ملکوت اعلی ،آنحضرت به جائی از سرزمین جبل رسیدند و مشاهده نمودند که جائی در روی زمین خوش رنگتر از زعفران و خوش بوتر از مشک می باشد ،لکن ملاحظه نمودند که شخص پیری با برنس ( کلاه دراز ) برسر در آنجا نشسته است ، از جبرئیل پرسیدند این بقعه و مکان کجاست ؟

جبرئیل عرض کردند: آنجا محل گردهم آمدن شیعیان علی بن ابیطالب (ع) است ،پیامبر اکرم (ص) پرسیدند: نام این شخص پیر چیست ؟ گفت ابلیس ( شیطان ) است که میخواهد آنان را از ولایت و دوستی علی (ع) منع کند و آنان را به فسق و فساد بکشاند .

رسول خدا (ص) به ابلیس فرمودند : قم یا ملعون ..... ، برخیز ای ملعون و دور افتاده از رحمت خدا، چه اینکه اینجا محل شیعیان من و وصی من علی بن ابی طالب (ع) است ، از این جهت بود که اسم آن مکان معروف به قم شد در همین خصوص دو بیت شعری از شاعری سروده شد.

به ابلیس گفتا شه دین که قم

 از این بقعه قم تـــــــو می باش گم

به قـــــم گفتن سید المرسلین

 مسمی به قم گشت این سرزمین

4- از حضرت امام صادق (ع) روایت شده است که قم را قم گفته اند چون اهل قم با قائم آل محمد (عج) قیام می کنند و به نصرت و پشتیبانی آن حضرت می روند .

ورود امام رضا (ع) به قم :

در خصوص شهر قم مباحث گوناگونی مطرح است از جمله احادیث و روایاتی که در مورد اهمیت شهر قم می باشد یا مباحثی که پیرامون امام زادگان ، سادات و علماء بزرگوار می باشد که در بعضی از کتابها امام زادگان در قم را به 400 مورد ذکر کرده اند و مباحث دیگر ، لکن یک نکته مهم را باید در باره ورود امام رضا (ع) به قم یاد آوری نمایم ، بعضی از بزرگواران مورخین تلاش دارند بگویند ،که ورود امام رضا (ع) از مدینه بسوی نیشابور و مشهد از مسیر منطقه جبل یعنی قم نمی باشد،ولی بسیاری از تاریخ نگاران با دلایل گوناگون ثابت می کنند که حضرت رضا (ع) در مسیر خود به طوس و خراسان از شهر قم گذشته است و وقتی وارد قم شدند در خصوص دعوت از ایشان میان شیعیان کشمکش زیادی بود تا اینکه امام رضا (ع) فرمودند: شترم هر جا توقف کند من آنجا خواهم رفت ، لذا شتر را آزاد گذاشتند و شتر در کنار منزل مرد صالحی که قبلا در خواب دیده بود که امام رضا (ع) میهمان او شده است زانو زد و حضرت در آنجا استراحت فرمودند، امروزه محل آن خانه درشهر قم در خیابان آذر است و فعلا بصورت مدرسه علمیه رضویه معروف است، ضمن آنکه نقل شده است که حضرت امام رضا (ع) در شهر قم توقف داشته و در محلی غسل نموده است و اینک محله ای در قم در خیابان آذر بنام شاه خراسان در اطراف مدرسه رضویه مشهور است ، علیهذا آنچه که بیش از همه محل کلام است وضعیت قم پس از ورود حضرت معصومه علیها السلام و مدفون شدن آن حضرت در این شهر مذهبی می باشد که آنرا شهره عالم نموده است

تاریخ زندگی حضرت معصومه (ع) و ورود ایشان به قم :

قبل از پرداختن به دوران زندگی حضرت معصومه (ع) ضروری می دانم که حدیثی از حضرت امام صادق (ع) یاد آور شوم این حدیث در زمانی بیان شده که نه تنها حضرت معصومه(س) بدنیا نیامده بود بلکه پدرایشان یعنی امام کاظم (ع) هم هنوز متولد نشده بود لذا از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است .

امام صادق (ع) فرمودند : الا ان لله حرما و هومکه ، الاان لرسول الله حرما و هوالمدینه الاان لامیرالمومنین حرما و هو الکوفه الا ان حرمی و حرم ولدی بعدی قم ، الا ان قم کو فتنا الصغیره الا ان للجنه ثمانیه ابواب ، ثلاث منها الی قم تقبض فیها امراه هی من ولدی و اسمها فاطمه بنت موسی تدخل بشفاعتها شیعتنا الجنه باجمعهم . ( کتاب حضرت معصومه(س) فاطمه دوم بنقل از انوار المشعشعین و بحار الانوار جلد 6 )

آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن مکه است و برای پیامبر خدا(ص) حرمی است و آن مدینه است و برای امیر مومنان(ع) حرمی است و آن کوفه است، آگاه باشید که حرم من و فرزندان من بعد از من قم است ، آگاه باشید که قم کوفه کوچک ماست آگاه باشید که برای بهشت هشت در است که سر در آن بسوی قم می باشد ، یک بانوئی از فرزندان من بنام فاطمه دختر موسی در آن قبض روح می شود و رحلت می کند که با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند . این حدیث حقایق فراوانی را در خود نهفته دارد و هر فراز از آن می تواند موضوع مقاله و کتاب خاصی باشد اما اهمیت بیان آن امام بزرگوار در مورد فرزندی از فرزندان خود بنام فاطمه است که هنوز بدنیا نیامده است و در قم مدفون می شود علیهذا پرواضح است که باید راجع به این فاطمه سخن بیشتری به میان آوریم .

 حضرت معصومه (ع) فرزند امام هفتم شیعیان جهان و نام مادرش نجمه است که مادر امام هشتم نیز می باشد .قابل توجه اینکه فرزندان امام کاظم (ع) را بعضی مورخین 37 نفر و بعضی 39 فرزند ذکر کرده اند که از همسران مختلف بوده اند و به شرح ذیل می باشند .

1- فاطمه کبری 2- فاطمه وسطی 3- فاطمه صغری 4- فاطمه اخری

فاطمه کبری همان حضرت معصومه (ع) است است که در قم مدفون می باشند و گفته می شود که فاطمه وسطی ملقب به زینب در اصفهان مدفون است و فاطمه صغری مشهور به بی بی همت در آذربایجان شوروی در جنوب بادکوبه دفن است و فاطمه اخری معروف به فاطمه طاهره و در اصطلاح عمومی مشهور به خواهر امام در رشت مدفون است که بارگاه و حرم با صفایی دارد .

تاریخ ولادت حضرت معصومه (ع) اول ذی قعده سال 173 هجری قمری است و فاصله سنی این خواهر با برادرش امام رضا (ع) 25 سال است یعنی حضرت معصومه (س)پس از 25 سال از تولد امام رضا (ع) و در واقع بعد از یک ربع قرن انتظار، دیده به جهان گشوده است و موجب خوشحالی زاید الوصف مادرش نجمه و خاندان عصمت و طهارت شد .

حضرت معصومه دوران خردسالی و نوجوانی خود را در شهر مدینه در جوار رحمت پدر بزرگوار و برادر گرامیش میگذراند تا اینکه 10 ساله شد مبتلا به داغ شهادت پدر گرامی خود در زندان بغداد گردید و تنها مایه تسلی او برادرش امام رضا (ع) بود که در اوج خفقان هارونی و خلفای عباسی فریادرس محرومان بود .

سال 200 هجری قمری در سن 27 سالگی بود که مامون با ترفند سیاسی امام رضا (ع) را به ایران دعوت کرد و این آغاز مشکلی دیگر برای خاندان نبوت شد . حضرت معصومه یکسال دوری برادر را تحمل نمود تا اینکه کاسه صبر و انتظار او لبریز شد فلذا به اشتیاق دیدار برادر به قصد ورود به مرو شهر مدینه را ترک نمود .

عزیمت بسوی ایران :

بانوی با فضیلت سراپرده عصمت که هر گز بدون همراهان واجد شرایط به سفر نمی رفت این بار نیز بعضی از برادران و برادر زادگان راکه آماده سفر به ایران شدند گرد خود جمع نمود به سفر پر مخاطره دیدار برادر اقدام نمود در این سفر 5 برادر بنامهای فضل ، جعفر ، هادی ، قاسم و زید و تعدادی از برادر زادگان و تنی چند از غلامان و کنیزان او را همراهی نمودند .

رنج سفر و طول مسیر راه از شهر مدینه تا ساوه بر او گران آمد و وقتی به ساوه رسیدند در شهر ساوه هنگام ورود توسط دشمنان خاندان عصمت و طهارت با آنان درگیری بوجود آمد و برادران و برادر زادگان حضرت معصومه به شهادت رسیدند در این ماجرا 23 تن از همراهان آن بانوی شایسته در برابرش قطعه قطعه گردیدند ، این موضوع بر شدت خستگی افزود و روح اورا آزرده کرد لذا مصائب جانکاه موجب بیماری وی گردید .

در این اوضاع و احوال بود که اهالی قم از ماجرا خبر دار شدند ، جمعی خود را به ساوه رسانیدند و از آن حضرت خواستند که وارد قم شوند آن بانو با وقار با همان حال بیمار ی آماده حرکت به سوی قم شد ، بزرگ اشعر یهای قم یعنی موسی بن خزرج شخصا زمام ناقه حضرت معصومه را بدوش می کشید و به همراه عده فراوانی که پیاده و سواره گرد کجاوه حضرت پروانه وار او را همراهی می کردند درروز 23 ربیع الاول سال 201 قمری وارد قم شدند .

موسی بن خزرج آن بانوی شایسته را در محله میدان میر امروزی قم در منزل خود برد و افتخار میزبانی پیدا کرد و جایگاهی برای عبادت و استراحت حضرت معصومه(ع) را مهیا کرد ، روزگار می گذشت تا اینکه 17 روز پس از ورود ایشان به قم به دلیل شدت بیماری و تالمات روحی ، آن خواهر دور مانده از برادر در روز 10 ربیع الاول سال 201 قمری در سن 28 سالگی وفات نمود و شیعیان و علاقمندان به سوگ او عزادار شدند .

محل سکونت و عبادت حضرت معصومه (ع) امروزه در قم خیابان چهار مردان در میدان میر بنام بیت النور مشهور و محل زیارت دوستاران خاندان عصمت و طهارت می باشد .

ماجرای دفن حضرت معصومه (ع):

پس از وفات حضرت معصومه (ع) مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را تشییع نموده دفن نمودند ، زمینی که امروزه آستانه مقدسه آنحضرت در آن واقع است با بلان نام داشت و باغی بود متعلق به بزرگ اشعر یهای قم بنام موسی بن خزرج که میزبان حضرت معصومه (ع) در دوران بیماری ایشان بود . او این محل و باغ شخصی خود را برای برای دفن آنحضرت معین کرد، برای دفن آن بانو ، سرداب و قبری نسبتا بزرگ حفر نمودند تا آن مقبره حضرت قرار دهند ، جنازه مبارک را غسل داده و کفن کرده و آماده سپردن به قبر نمودند دربین مردم گفتگو بود که چه کسی داخل سرداب شود و جنازه را داخل قبر به خاک بسپارد با خود مشورت نمودند ، پیر مرد پرهیزگاری بنام قادر که فردی سید و صالح بود انتخاب شد ، بدنبال او فرستادند تا بیاید اما قبل از آنکه قادر برسد مردم متوجه شدند که از جانب صحرا دو نفر نقاب دار پیدا شدند ، همینکه نزدیک شدند از مرکب پیاده شده بر پیکر حضرت معصومه (ع) نماز گزاردند و سپس بدن مبارکش را برداشتند و داخل سرداب نموده دفن نمودند آنگاه از قبر بیرون آمده بدون آنکه با کسی سخن بگویند از محل دور شدند . سیره نگاران اهل البیت (ع) تردیدی ندارند که آن دو نفر ، یکی امام هشتم (ع) و دیگری نور دیده اش امام جواد (ع) بوده اند که برای دفن حضرت معصومه (ع) به امر خداوند وارد شده بودند .

دو نکته قابل توجه :

 الف - حضرت معصومه (ع) هنگام وفات 28 ساله بودند و در آن دوران ازدواج نکرده در حالت مجردی دنیا را وداع گفت ، علت عدم ازدواج آن حضرت را دلایلی ذکر نموده اند از جمله اینکه این دختر و بعضی دیگر از دختران امام کاظم (ع) که ازدواج نکردند در سطحی از کمال بودند که هم کفو مناسبی نیافتند دیگر اینکه به دلیل وضعیت سیاسی و ترس از حکومت پر از خفقان عباسی ، کسی جرات ازدواج با دختران امام (ع) را پیدا نکرد چون حکومت طاغوتی بنی العباس موجبات آزار و شکنجه را برای آنان فراهم می کردند .

ب- در کنار بدن مبارک حضرت معصومه (ع) در سرداب مجاور آن حضرت امام زادگان دیگری نیز دفن می باشند زیرا پس از دفن حضرت معصومه (ع) چند نفر دیگر از زنان و منسوبین آن حضرت را بعد ها در کنارش دفن نمودند و امروزه همه آنها با هم زیر یک بارگاه قرار دارند. بعضی از مورخین اسامی 5 نفر و بعضی اسامی 6 نفر را ذکر می نمایند که عبارتند از :

1- ام محمد دختر موسی مبر قع ابن امام جواد (ع)2- میمونه دختر دیگر موسی برقع 3- بریهه دختر دیگری از سوی مبرقع 4- زینب دختر امام جواد (ع) 5-ام اسحاق کنیز محمد بن موسی مبرقع 6- ام حبیب کنیز نوه امام رضا (ع) یعنی محمد بن احمد بن موسی مبرقع ابن امام جواد (ع)

مشهد نگین ایران زمین :

سرزمین طوس که با حضور قلب عالم امکان ، امام انس و جان و امام رئوف و مهربان حضرت علی بن موسی الرضا(ع) بخود بالید و در پوست خود نمی گنجد پس از آنکه در بر گیرنده بدن مطهر و مبارک میوه دل حضرت زهرا (ع) گردید و از آن پس نام مشهد بخود گرفت همچون نگینی در تارک ایران زمین درخشندگی دارد ، البته باید گفت که امروزه این شهر نه تنها برای مردم ایران در بردارنده تاج افتخار است بلکه برای جهانیان و بسیاری از مردم دنیا که آرزوی زیارت آنرا سالیانی بدل می پرورانند آشنا و شناخته شده است .

به یقین مامون و حاکمان بنی العباس که در پی محو حاکمیت دینی و خاموش کردن چراغ وجود اهل البیت (ع) بودند هرگز تصور نمی کردند که با ریختن خون فرزند زهرا (ع) و با مسموم نمودن جگر گوشه پیغمبر اکرم (ص) نامشان پرفروغتر گردد و سعه وجودی آنان جهانگیر شود ، علی کل حال خاک خراسان به برکت وجود امام رضا (ع) مقدس شد و مردم منطقه طوس و مرو عزت خویش را مدیون وجود مبارک حجت خدا علی ابن موسی الرضا (ع) می باشند .

تاریخ مختصر زندگی امام رضا (ع):

 امام رضا (ع) در روز پنجشنبه 11 ذی قعده سال 148 هجری در شهر مدینه دیده به جهان گشود حمیده خاتون مادر حضرت امام کاظم (ع) وقتی نجمه مادر امام رضا(ع) را به خانه آورد ،پیامبر خدا (ص) را در خواب دید که به او فرمود ، حمیده این نجمه متعلق به فرزند تو موسی است و از او فرزندی متولد می شود که بهترین فرد روی زمین است . ( کتاب سیره امام رضا (ع) به نقل از کتاب بحار الانوار ج 49)

نام مبارک امام هشتم علی و کنیه اش ابوالحسن و لقب مشهورش رضاست .

همسر امام رضا (ع)

مامون عباسی در جریان ولایت عهدی با انگیزه سیاسی دخترش ام حبیب را به عقد امام رضا (ع) در آورد لکن این دختر به خانه امام رضا (ع) راه نیافت و همچنان دوشیزه باقی ماند ، امام رضا همسر دیگری داشت بنام سبیکه که مادر امام جواد (ع) می باشد نکته قابل دقت اینکه از قول امام رضا (ع) روایت شده است که فرمودند خداوند تنها یک فرزند بمن عنایت می کند که نسل فراوانی از وی به وجود می آید

امامت حضرت رضا (ع)

حضرت رضا (ع) 55 سال عمر نمودند که مدت 20 سال پس ازشهادت پدرش به عنوان دوران امامت می باشد این دوره 20 ساله مصادف بود با زمان حاکمیت سه تن از خلفای بنی العباس یعنی مدت 10 سال دوران هارون الرشید و مدت 4 سال حکومت امین و مدت 6 سال در دوران حکومت مامون عباسی .

سفر از مدینه به خراسان :

شخصی بنام محول سجستانی ( سیستانی ) می گوید زمانی که فرستاده مامون برای بردن امام رضا (ع) وارد مدینه شد من در مدینه بودم حضرت برای وداع با پیامبر (ص) وارد حرم رسول الله شدند و با صدای بلند گریه می کرد و با جدش خداحافظی می نمود من نزد امام رضا (ع) رفتم و برای سفر به او تبریک گفتم حضرت فرمودند مرا خوب زیارت کن من در حالی از کنار جدم خارج می شوم که در غربت از دنیا خواهم رفت و در کنارهارون دفن می شوم ، آنحضرت هنگام خارج شدن از مدینه تمام خویشان خود را جمع نمود و به آنان فرمود ، بر من گریه کنید زیرا دیگر به مدینه باز نخواهم گشت با چنین مقدماتی بود که امام رضا (ع) به سفر سیاسی و تحمیلی خروج از مدینه و عزیمت به سوی خراسان تن در داد و تمام سیاستها و برنامه های مامون را در هم کوبید و با یک مبارزه منفی و آرام نقشه شیطانی دشمن را خنثی کرد.

مسیر حرکت امام رضا (ع) :

برخی از تاریخ نگاران مسیر حرکت حضرت را بشرح ذیل بیان نمودند :

مدینه - بصره - اهواز - فارس - اصفهان - قم - ری - سمنان - دامغان - نیشابور - طوس - سرخس - مرو .

صاحب کتاب تحفه الرضویه می نویسد وقتی امام رضا (ع) به نواحی دامغان رسیدند چند آهو به خدمت آن امام همام رسیدند و عرض کردند یابن رسول الله مخالفان قصد کشتن شما را دارند و صلاح شما در این است که از راه برگردی حضرت فرمودند از اجل نتوان گریخت و برای آنها دعای خیر نمود و بدین جهت آن محل را آهوان می گویند .

حدیث تاریخی سلسله الذهب :

پس از ورود امام رضا (ع) به نیشابور و توقف چند روزه آنحضرت آماده حرکت به شهر مرو که مقر حکومت مامون بود شد شهر مرو بر اساس روایتی از رسول اکرم (ص) بدست ذوالقرنین ساخته شد و عزیز پیامبر در آن نماز خواند . امام رضا (ع) بنا به روایت شیخ صدوق پس از چهار ماه طول سفر در نیمه اول سال 201 قمری وارد مرو گردید اما موضوع مهم در مسیر حرکت از نیشابور این بود که هنگام خروج آنحضرت ، محدثان و عالمان و مردم زیادی آن حضرت را تا کیلو مترها بدرقه نمودند در این میان ابوزرعه و محمدبی اسلم طوسی که دوتن از حدیث شناسان بودند به امام رضا (ع) عرض کردند که ای آقا ی ما ای پیشوائی که فرزند ائمه طاهرینی ... تو را به حق پدرانت قسم میدهیم که چهره خود را بر ما بگشایی تا جمال مبارکت را ببینیم و درخواست میکنیم که حدیثی برایمان نقل کنی تا یادگار ی برای ما باشد .

حضرت مرکب را از حرکت باز داشت و پرده محمل را کنار زد ، وقتی چشم جمعیت به جمال او منور شد همگان محو تماشای جمال او شدند و برخی از شوق اشک می ریختند و برخی از هوش می رفتند این دیدار جمال بطول انجامید و با غلغله استمرار یافت تا آنکه محدثان مردم را به آرامش دعوت کردند که سخن امام رضا (ع) را بشنوند ، گفته می شود که در این هنگام 24000نفر قلم بدست آماده نوشتن حدیث شدند امام رضا (ع) فرمودند : پدرم عبد صالح موسی بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد او از پدرش محمد بن علی او از پدرش علی بن الحسین و او از پدرش حسین بن علی اواز پدرش امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیهم السلام نقل کرد که از پیامبر اکرم (ص) شنیده است که پیامبر از جبرئیل شنیده است که خداوند متعال فرمودند:

لااله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی ( به نقل از کتاب بحار الانوار ج 49 ص 123) مرکب آن امام آماده حرکت شد در این هنگام بود که امام بار دیگر صدا بلند نمود و فرمود :

بشرو طها و انا من شروط ها .

این حدیث مبارک بدون شرح و بیان، بیانگر حقایق فراوانی است .

پذیرش ولایتعهدی :

پس از ورود امام رضا (ع) به مرو مردم خراسان دسته دسته به دیدار امام رضا (ع) می رفتند ، مامون نیز به دفعات اظهار مودت و دوستی می نمود تا اینکه در یکی از ملاقاتها نیت شوم خود را ابراز داشته به امام رضا (ع) پیشنهاد خلافت و زمامداری نمود حضرت با آگاهی از نیت پلید مامون پاسخ دندان شکنی به او داد و فرمود :

اگر خلافت حق توست و خداوند به تو داده جایز نیست خود را خلع کنی و جامه ای را که خدا برتن تو آراسته است به دیگری بدهی و اگر خلافت حق تو نیست نمی توانی چیزی که حق تو نیست به من بدهی .

مامون چندین بار اصرار بر پذیرش خلافت می کرد و امام قبول نمی نمود تا اینکه مامون نا امید شد و بنا چار گفت حالا که خلافت را قبول نمی کنی ولایتعهدی را بپذیر که بعد از من به خلافت برسی امام فرمودندبخدا قسم پدرم از پدرانش از امیرمومنان و او از پیامبر اکرم(ص) برایم حکایت نموده اند که من قبل از تو به وسیله زهر ستم از دنیا می روم و ملائکه آسمان و زمین بر من گریه می کنند و در بلاد غربت کنار هارون دفن خواهم شد .

با این بیان بود که امام رضا (ع) یک سر غیبی را مجددا آشکارا بیان نمود و مامون را تماما خلع سلاح نمود مامون در نهایت خشمگین شد و گفت ولی عهدی را بپذیر و گر نه به زور وادارت می کنم و اگر نپذیری گردنت را می زنم .

امام رضا (ع) به حکم اجبار ولایتعهدی را پذیرفت ولی شرایطی برای آن گذاشت و فرمود در صورتی قبول می کنم که در عزل و نصب فرمانداران و حاکمان و امور حکومت دخالت نداشته باشم و روش مردم را تغییر ندهم و فقط از دور مشاور تو باشم . مامون بناچار به همین مقدار راضی شد . در یکی از ملاقاتها یکی از اصحاب امام رضا (ع) بنام محمد بن عرفه می گوید به امام رضا (ع) عرض کردم چه موجب شد که ولایتعهدی را بپذیری امام فرمودند آنچه که جدم امیر مومنان (ع) را وادار کرد که در شورا وارد شود . ( به نقل از عیون اخبار الرضا (ع) ج 2 ص 123) .

پاره ای از اقدامات امام رضا (ع) در دوران ولایتعهدی :

امام رضا (ع) در دوران ولایتعهدی که دوران مبارزه منفی ایشان با حاکمیت خاندان عباسی و بویژه مامون عباسی بود اقدامات سیاسی گوناگونی انجام داد که نمونه هایی را به شرح ذیل بیان می کنم .

1- بر اساس مصالح اسلام عمل نمودند نه طبق دستور مامون

2- اقدامات امام رضا (ع) مستقل و با نظر خاص خودش بود که این کار باعث توجه مردم به او گردید و مردم دانستند که امام رضا (ع) وابستگی به حاکمیت مامون ندارد و او را برحق نمی داند .

3- سادات و علویان و خاندان پیامبر (ص) را حفظ نموده و آنان را از خطرات محفوظ داشتند .

/ 0 نظر / 5 بازدید